در جهت ارتقاء سطح علمی و دانش عمومی
نویسنده : dashti45
تاریخ : چهارشنبه 01 خرداد 1392
نظرات 0

پسر جوانی در کتابخانه از دختری پرسيد: «مزاحمتان نمی شوم کنار دست شما بنشينم؟»

دختر جوان با صدای بلند گفت: «نمی خواهم يک شب را با شما بگذرانم» تمام دانشجويان در کتابخانه به پسر که بسيار خجالت زده شده بود نگاه کردند. پس از چند دقيقه دختر به سمت آن پسر رفت و در کنار ميزش به او گفت: «من روانشناسی پژوهش می کنم و ميدانم مرد ها به چه چيزی فکر میکنند، گمان کنم شمارا خجالت زده کردم درست است؟»

پسر با صدای بسيار بلند گفت: «200 دلار برای يک شب!!؟ خيلی زياد است!!!» وتمام آنانی که در کتابخانه بودند به دختر نگاهی غير عادی کردند، پسر به گوش دختر زمزمه کرد« من حقوق میخوانم و ميدانم چطور شخص را گناهکار جلوه بدهم»

پس بیاییم با اعتبار مردم بازی نکنیم


تعداد بازدید از این مطلب: 847
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0


مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


من از دار المومنین ،دارالولایه سیستانم شهر دوستداران اهل بیت (ع) آنجا که شور و شوق بود، صداقت و مردانگی را چار می زدند ،شهر دوستی بود و شجاعت ،شهر زادگاه رستم نام آورترین چهرهٔ اسطوره‌ای در شاهنامه ی فردوسی و به تبع آن برترین چهرهٔ اسطوره‌ای ادبیات فارسی (فردوسی )، سرزمین یعقوب لیث صفاری کسی که ایران را از یوغ اعراب رهانید.من سیستانی ام و آرمانم آبادانی فرهنگ و تاریخ سیستان،بیایید تا رستمانه سیستان را آباد کنیم. سیستانیم ، سیستان همه دلخوشی های من است.دارای تحصیلات عالی در رشته مدیریت برنامه ریزی آموزشی ،از خدمتگزاران مردم در آموزش عالی و دارای سوابق خدمتی در آموزش و پرورش می باشم، سعی دارم از طریق دنیای مجازی اطلاعات لازم در این زمینه را به نظر دوستداران برسانم امید است دوستان در هر چه پر بار شدن این سایت مرا همراهی نمایند .منتظر نقطه نظرات سازنده شما هستم. در كوچه تنهایی تو را می خوانم از پشت پنجره های بسته تو را می خوانم هنگامی كه قاصدك می آید با او نام تو را فریاد می زنم با شاپركها در آسمان آبی هم صدا می شوم


عضو شوید



فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران